ورود / ثبت نام
نسخه اندرویدنسخه اندروید
صفحه اصلی
اخبار برگزیده
سیاسی
اقتصادی
ورزشی
بین الملل
فرهنگ و هنر
اجتماعی
گردشگری
دانش و فناوری
اخبار ویدیویی
اخبار تصویری
محمدعلي جمالزاده، پدر داستان کوتاه

محمدعلي جمالزاده، پدر داستان کوتاه

خبرگزاری آریا
خبرگزاري آريا - سيد محمدعلي جمالزاده نويسنده و مترجم ايراني امروز 119 ساله شد. او در 23 دي‌ماه 1274 در اصفهان به دنيا آمد. جمالزاده را پدر داستان کوتاه زبان فارسي دانسته‌اند.
فرهنگ و هنر
شناسه خبر : 120170112121444785
پنجشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۲۳:۴۰
۸

خبرگزاري آريا -  سيد محمدعلي جمالزاده نويسنده و مترجم ايراني امروز 119 ساله شد. او در 23 دي‌ماه 1274 در اصفهان به دنيا آمد. جمالزاده را پدر داستان کوتاه زبان فارسي دانسته‌اند. او در يک خانواده مذهبي تولد يافت. پدرش سيد جمال‌الدين واعظ اصفهاني بود که غالبا براي وعظ به شهرهاي مختلف ايران سفر مي‌کرد.

محمدعلي در چهار سالگي نزد زن‌دايي‌اش (آمنه بيگم) که زني باسواد بود، الفباي فارسي ياد گرفت و پس از آن به مکتب‌خانه رفت او در همان جلسه اول فلکه مي‌شود و خيلي زود مکتب‌خانه را رها مي‌کند. مادرش او را در (راستا بازار) بيدآباد نزد ميرزاحسن صحاف مي‌گذارد تا هم شاگردي کند و هم از او درس بياموزد. جمال‌زاده در خاطرات خود مي‌گويد: «تازه آن جا معني خواندن و نوشتن را فهميدم و کم و بيش دستگيرم شد که منظور از ياد گرفتن اين علامت‌هاي کج و معوج که به نام حروف و حرکات چون کرم‌هاي زيان‌کاري از اولين دوره‌ي کودکي به مغز و ريشه‌ي عمر اطفال معصوم مي‌افتد و تا دم مرگ شيره‌ي جانشان را مي‌مکند، چيست.»

محمدعلي جمالزاده ، داستان‌نويس



جمالزاده دوره‌ي کودکي خود را در اصفهان گذراند اما پس از ده سالگي به همراه پدر به سفر مي‌رفت. در همين سن و سال بود که پدرش در تهران اقامت گزيد. پس از سه سال و در حالي که محمدعلي دوازده سال داشت پدرش او را براي تحصيل به بيروت فرستاد. جمالزاده‌ي پسر در بيروت بود که اوضاع ايران دچار تغيير شد. محمدعلي‌شاه مجلس را به توپ بست. پدر که قصد آن داشت که به عتبات برود در همدان به دست نيروهاي دولتي افتاد و او را به بروجرد تحويل دادند و به دستور حاکم اين شهر، امير افخم با طناب دار اعدام شد. برخي معتقدند که او را مسموم کرده و کشته‌اند.

محمدعلي جمالزاده در بيروت با ابراهيم پورداوود، ايران‌شناس و پژوهشگر اوستا و همين‌طور مهدي ملک‌زاده، فرزند ملک‌المتکلمين هم‌دوره و هم‌کلاس بوده است. در سال 1910 جمالزاده آهنگ رفتن به اروپا کرد تا در آن‌جا تحصيل کند. او تا سال 1911 در لوزان سوئيس ماند اما در نهايت به شهر ديژون در فرانسه رفت و از آن‌حا ديپلم حقوق گرفت. عده‌اي از مخالفان استبداد قاجاري به رهبري سيد حسن تقي‌زاده در برلن آلمان گرد هم آمدند. جمالزاده از سوئيس به آن‌ها پيوست. پس از آن جمالزاده به ايران آمد و در کرمانشاه روزنامه رستاخيز را انتشار داد. بار ديگر به آلمان بازگشت و در روزنامه کاوه به فعاليت پرداخت. جمالزاده در "کاوه” در موضوعاتي مانند سياست، اقتصاد، ايران‌شناسي و فرهنگ و ادب مقالات متععدي نوشت.

نخستين کتابي که جمالزاده نوشت "گنج شايان” نام داشت که در سال 1918 انتشار يافت که در زمينه اقتصاد ايران بود و مجله کاوه از آن به عنوان به‌ترين اثرهايي که تا آن روز در زبان فارسي در حوزه‌ي اقتصاد نوشته شده است نام برد. جمالزاده هم‌چنان به نوشتن مقاله در روزنامه کاوه ادامه داد. در سال 1300 شمسي- 1921 ميلادي- بود که جمالزاده داستان کوتاه "يکي بود، يکي نبود” را منتشر ساخت. در همين سال داستان طنز انتقادي‌اي با نام "فارسي شکر است” را در مجله کاوه به چاپ رسانيد.

محمدعلي جمالزاده ، داستان‌نويس


انتشار "يکي بود، يکي نبود” در ادبيات ايران واکنش‌هاي مثبت و منفي بسياري را برانگيخت. جمالزاده ده سال ديگر در برلين اقامت گزيد و مدتي هم سردبير مجله علم و هنر بود که در برلين انتشار مي‌يافت. در سال 1931 ميلادي بود که جمالزاده به سوئيس بازگشت و براي هميشه در شهر ژنو ماندگار شد و در دانش‌گاه اين شهر به تدريس زبان و ادبيات فراسي مشغول شد. جمالزاده در کل زندگي طولاني و پر نشيب و فراز خود تنها پنج بار به ايران سفر کرده است و همه‌ي اين سفرها، سفري کوتاه بوده است که در مجموع مي‌توان گفت که فقط سيزده سال از عمر طولاني خود را در ايران بوده است و عمده زندگي خود را در غرب سپري کرده است.

با اين حال هر روز کتاب فارسي مي‌خواند و مدام به دوستان ايراني خود نامه مي‌نوشت. جمالزاده هر چه تاليف و تحقيق از خود باقي گذاشت همه به زبان فارسي و درباره‌ي ايران بود و آن‌جا هم که در مورد ايران نبود به قصد گسترش فرهنگ ايراني نوشته شد. خانه‌ي جمالزاده با قالي و قلمدان و ترمه و … ايراني آراسته شده بود که نشان علاقه‌ي وافر او به فرهنگ ايراني است. جمالزاده در قلمرو ادبيات و تاريخ و تصوف مقالات متععدي نوشته است و بي‌شک از اين ميان‌، آن‌هايي که در مجله‌ي کاوه منتشر شده است جدي‌تر و علمي‌تر است.

تعداد مقاله‌هاي جمالزاده را بيش از سيصد مقاله دانسته‌اند؛ مقاله‌هايي در مورد ايران پيش از اسلام، اولين لشکرکشي اروپا به ايران، نوروز، بلشويسم در ايران، مزدک و … جمالزاده به ثبت و ضبط اسناد و نامه‌هاي تاريخي نيز علاقه‌ي بسيار داشت و تعدادي از آن را در کتاب هزار بيشه به چاپ رسانده است. در قلمرو ادبيات بيش‌تر مقاله‌هاي جمالزاده به حوزه شعر تعلق دارد که بسيار مورد علاقه‌ي او بود که از اين ميان مي‌توان به بانگ ناي که در مورد داستان‌هاي مثنوي مولانا است و نوشتاري در مورد گلستان و همين‌طور حافظ اشاره کرد.

محمدعلي جمالزاده ، داستان‌نويس


جمالزاده در ترجمه نيز دستي داشت. نخستين ترجمه‌ي او "قهوه‌خانه سورات” نوشته‌ي برناردن دوسن پير فرانسوي بود که در برلين و در سال 1340 انتشار يافت. مدتي از ترجمه کناره گرفت تا بنگاه ترجمه و نشر کتاب پا گرفت. انتشار ترجمه‌هاي مهم ادبي جهان از مجموعه فعاليت‌هاي حوزه‌ي ترجمه بود که در آن به چاپ مي‌رسيد. از ميان اين ترجمه‌ها مي‌توان به دو کتاب از شيللر به نام‌هاي دون کارلوس و ولهلم تل و هم‌چنين نمايش‌نامه خسيس از مولير و دشمن ملت از ايبسن اشاره کرد.

از داستان‌هاي محمدعلي جمالزاده مي‌توان به دارالمجانين، راه آب نامه، صحراي محشر، سر و ته يک کرباس، تلخ و شيرين، کهنه و نو و … اشاره کرد. جمالزاده در عين آن‌که با شيوه و تکنيک داستان‌نويسي در غرب آشنايي کامل داشت و آن را در نوشته‌هاي خود به کار مي‌بست اما از روح ايراني در نوشته‌هايش بهره مي‌گرفت و آن‌گونه مي‌نوشت که براي مخاطب فارسي‌زبان نيز آشنايي داشته باشد.

جمال‌زاده در اين زمينه چنين مي‌گويد: "زبان، حالت رودخانه‌ي جوشاني را دارد. بايد سرچشمه‌ي آن پاک و قوي باشد تا اگر خاشاکي در آن وارد شود خود رودخانه به قوت و قدرت خود آن را از بين ببرد و محو سازد و اين بسته به اين است که جوان‌هاي ما داراي افکار قوي و صحيح و تازه و جوان باشند و ذوق و فهم آن‌ها از روي قواي منطقي و عاقلانه و استوار، ارتقا يابد و خلاصه آنکه مرد فکر خود باشند و بر اصل اعتقاد و ايماني سوار باشند که در محيط و آب و هواي مملکت خودمان تربيت شده باشند و آب و علف و جلگه‌هاي خودماني را خورده و نوشيده باشند .

مسلم است که دروازه‌هاي مملکت را نمي‌توانيم به روي افکار جديد ببنديم که اگر ببنديم به خودمان و مملکت‌مان و به دنيا و تمدن خيانت کرده‌ايم ولي افکار ديگران را نيز از روي خامي و بلاتشخيص پذيرفتن کار معقولي نيست و همان‌طور که وقتي از انگلستان پارچه وارد مي‌کنيم نزد خياط مي‌بريم که مناسب قد و قامت و ذوق و سليقه‌ي خودمان براي ما لباس بدوزد در مورد قبول افکار جديد و قديم بيگانگان هم بايد آن‌هايي را بپذيريم که براي ما مناسب و به ترقي و پيشرفت و رفاه مادي و معنوي هموطنان مفيد و مناسب باشد." علي دهباشي سردبير مجله‌ي بخارا که جمالزاده مراوداتي داشته است در مجموعه‌اي که در بزرگ‌داشت جمالزاده گردآوري کرده او را چنين معرفي مي‌کند:

محمدعلي جمالزاده ، داستان‌نويس


"نخستين داستان‌نويس مدرن ايران است و به علت عمر طولاني و ارتباط فرهنگي پيوسته با ايران، همواره حضور زنده‌اي در ايران داشت . بسياري از نويسندگان از ايران مهاجرت کردند و ارتباط آنها با ايران قطع شد ولي جمال‌زاده هرگز تا پايان عمر اين ارتباط را قطع نکرد و يکي از مجاري ارتباطش با ايران نامه‌نگاري بود . وي بدون توجه به اين که چه کسي به او نامه مي نويسد هر پرسشي را پاسخ مي گفت و هر کتابي را مي فرستادند مي‌خواند و سعي مي‌کرد اين ارتباط را برقرار نگه دارد . بسياري از مخاطبانش او را هرگز نديدند؛ به علت اينکه او در ژنو زندگي مي‌کرد .

بدون ترديد جمال‌زاده آغازگر داستان‌نويسي جديد ايران بود ، ولي ديگر در زمينه ي داستان نويسي کارش را ادامه نداد و وارد حوزه هاي ديگري شد از جمله پژوهش‌هاي فرهنگي در زمينه ي تاريخ ايران ، ادبيات ايران و مسايل گوناگوني که به نوعي با ايران در پيوند بود . نمونه‌ي اين پژوهش‌ها را در نوشته ي درخشان او تحت عنوان گنج شايگان مي‌بينيم که اثري است‌ تحقيقي درباره‌ي مسايل اقتصادي ايران و از منابع مهم به شمار مي‌رود . يا تحقيقات او در زمينه‌ي خلقيات ما ايرانيان که اتفاقاً به همين عنوان هم چاپ شد و در دوران گذشته ممنوع بود، چون جمال‌زاده در آن کتاب تمام زمينه‌هاي فرهنگي روحيات ايرانيان را بررسي کرد.

بنابراين بخش مهمي از زندگي جمال‌زاده به عنوان ايران‌شناس طي شد .کتاب ديگرش فرهنگ لغات عاميانه است که بعد از کتاب مرحوم اميرقلي اميني يکي از بهترين کارهاي پژوهشي در اين چهارچوب است. در زمينه‌ي جنگ‌هاي ايران و روسيه هم کتابي نوشت و به عنوان پژوهشگر تاريخ، خيلي دقيق و مسلط کارش را انجام داد .

محمدعلي جمالزاده ، داستان‌نويس



يک آدم جامع‌الاطراف بود که کارش را در داستان‌نويسي ادامه نداد؛ يا بهتر بگويم: داستان‌نويسي را ادامه داد اما ديگر داستان‌هايش ادامه‌ي داستان‌هاي قبلي نبود بلکه خاطراتي بود که در قالب داستان نوشته مي‌شد. يکي بود ـ يکي نبود ، حسينعلي ميرزا ، سر و ته يک کرباس ، قصه‌هايي براي بچه‌هاي ريش‌دار و راه آب نامه تعدادي از داستان‌هاي اوست.

درست است که جمال‌زاده پس از فاصله گرفتن از داستان‌نويسي محقق و پژوهشگر شد ولي پيوندش را با داستان‌نويسي هميشه ادامه داد. مهمترين نقدهايي که بر بعضي از داستان هاي ايراني نوشته شده به قلم جمال زاده است." يکي از کتاب‌هاي معروف جمالزاده کتاب خلقيان ما ايرانيان است. او در بخشي از اين کتاب مي‌گويد:

"بايد دانست که« يک نفر ايراني امروز» از بسياري جهات و بخصوص از لحاظ و يا بقولي از حيث« خلقيات » تفاوت زيادي با ايراني ديروز و پريروز ندارد و لهذا عموما آنچه را درباره ايرانيان ديروز و پريروز گفته اند درباره ايران امروز (با پاره اي از تفاوت هاي غير مهم) مي توان صادق دانست و از اينرو مي توان چنين استنباط نمود که مقصود و منظور« مسائل ايران» همانا جمع آوري و نشان دادن داوري هائي است که از جانب بيگانگان(و حتي از خودي ها) در حق ما ايرانيان و بخصوص درباره اخلاق (يا « خلقيات ») ما به عمل آمده است.

از قديم الايام تا امروز و از "هرودوت" ابوالمورخين و "کتزيانس و کزنفون" يوناني گرفته تا مورخين روم غربي و شرقي و عربها و اقوام قديمي ديگر حتي ارمنيها و چيني ها تا برسد بزمانهاي نزديک و دوره ي توسعه روابط مناسبات بين المللي و آشنائي بيشتر بيگانگان با ايران در باره اخلاق و اطوار ما از خوب و بد و زشت و زيبا مطالب بسيار نوشته اند....

.اما از طرف ديگر اگر درست دقيق شويم و با صداقت و مصلحت بيني واقعي قضيه را در ترازوي سنجش بگذاريم و بقول مولوي با ديده ي علت شکاف و سبب سوراخ کن در اسباب و علل عقب افتادگي خودمان بينديشيم قطعا باين نتيجه منطقي و معقول خواهيم رسيد که همين معايب و نقايص اخلاقي است(حالا چه کار داريم که اين معايب و نواقص چرا بوجود آمده و کي و از کجا بوجود آمده است) که مانند تخت سنگهاي زمخت و خارهاي مغيلان پر آزار و پرزيان قدم بقدم در طول مسير و جاده ما راه ترقي و سيادت و رستگاري را بر ما دشوار ساخته است و رويهمرفته علت همه اينکه ما ايرانيان با آن همه گذشته هاي تاريخي نتوانسته ايم شانه به شانه و همرکاب با ملت هاي نوخاسته جلو برويم ..

محمدعلي جمالزاده ، داستان‌نويس



همين معايب اخلاقي و امراض رواني ما بوده است و امروز هم اگر بخواهيم آرزوي قلبي خود را عملي بسازيم و در ترقي و رفاه و عافيت قدمهاي موثر برداريم قبل از همه چيز بايد بدفع و رفع اين موانع سهمناک بپردازيم ولي از طرف ديگر چگونه امکان پذير است که با دشمن نشناخته بجنگيم و برعلت و مشکلي غالب آئيم که بر ما مجهول مانده است و نخواسته ايم زير بار قبول آن برويم، آيا ممکن است که انسان براي مرضي که حاضر نيست وجود آنرا در بدن خود تصديق نمايد و حتي در صدد نيست که در تشخيص علمي و فني آن قدمي بردارد علاج و درمان بيابد...." محمدعلي جمالزاده در زمستان 1376 پس از آن‌که به خانه‌ي سالمندان منتقل شد در سن 102 سالگي در ژنو ِ سوئيس درگذشت.

خبر در لحظه
تیم ملی جوانان سفید پوش شد
ملت‌ها زوال آل‌سعود و آل‌خلیفه جنایتکار را خواهند دید/ گزارشات تخلفات در این دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری زیاد است
عملیات ساخت کمپ رهبران جوان در شیراز آغاز شد
دستگیری یک شخص دیگر در ارتباط با انفجار منچستر
پورموسوی فردا راهی قطر می‌شود/ آبی‌پوشان از امروز استارت می‌زنند
اتفاق عجیب در دیدار دوستانه نونهالان استقلال و راه‌آهن!
«نهنگ عنبر 2» به مرز 8 میلیارد نزدیک شد/ «تیک‌آف» به مرز 1 میلیارد رسید
یک بار سولاریوم هم سرطانزاست
تهرانی‌ها رکورد محرومیت از گواهینامه را در سال گذشته زدند
داعش مسئولیت انفجارهای اندونزی را بر عهده گرفت
برخی کاندیداها در مناظره‌ها شبیه به اپوزیسیون حرف زدند
اسیران فلسطینی در وضع بسیاری خطرناکی قرار دارند
رییس‌جمهور در راستای حقوق شهروندی پیگیر رفع حصر است/ روحانی را کمک می‌کنیم
ترافیک نیمه‌سنگین در محور کرج-چالوس
آتش‌سوزی هتل آپادانا مهار شد
الحشد الشعبی 4 روستا و یک شهرک را در غرب استان نینوی آزاد کرد
رشنونژاد ایپون شد و به مدال نقره رسید
ظریف: خرید تسلیحات نظامی پیشرفته و زیبا برای خاورمیانه صلح نمی‌آورد
از آرزوی یک معامله ساده تا طراحی ابزارهای پیشرفته در بورس کالا
مهر تایید مجمع عمومی بر عملکرد بورس کالای ایران/ انتخاب اعضای جدید هیأت مدیره